قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

914

تاريخ الفي ( فارسى )

من دست از نصيحت شما باز نخواهم داشت كه شما مردان غريب‌ايد و در جنگ بر مكر شاميان وقوف نداريد . اگر اينجا توقّف نمىكنيد صواب آن است كه به تعجيل رويد تا پيش از رسيدن ايشان ، به عين الورد برسيد - و آن شهرى است بزرگ از شهرهاى ولايت جزيره و آب و علف بسيار دارد - و از شهر گذشته فرود آييد و علوفهء اسبان را از روستا حسب المقدور جمع نماييد . و از عين الورد تا قرقيسا راه نزديك است . اگر علوفهء شما كمى كند و احتياج به مدد داشته باشيد به من اعلام نماييد كه در امداد شما تقصير نخواهم كرد . و نصيحت ديگر آنكه تا توانيد با شاميان در صحرا جنگ مكنيد ، كه ايشان بسيارند و شما اندك و خطا باشد كه لشكر اندك با سپاه بسيار در صحرا جنگ كند . و در حوالى آن شهر ديوارى است ؛ او را پيش روى خود بگيريد و از ميان درختان آن حوالى و ديوار بندان شهر بيرون نرويد . و يكى از خطاهاى شما آن است كه هيچ پياده همراه نياورده‌ايد ؛ چه پياده سوار را مانند ديوارى است در پيش روى شما . چون لشكر شما همه سوارند بايد كه صف نكشيد ، زيرا كه چون پياده در صف نبود سپاه برهنه بود و بايد كه سپاه را فوج فوج ساخته فوجى را به جنگ فرستى . چون ايشان از عهدهء كار خود بيرون آيند ، آن گروه را طلبيده فوجى ديگر به جاى ايشان فرستى . و بايد كه هميشه جمعى در كمينگاه بازدارى و با مكر و حيله بر جنگ دشمنان اقدام نمايى و به حيف سپاه خود را به كشتن ندهى . القصّه ؛ چون زفر بن الحارث از نصايح فارغ گشت سليمان [ او ] را وداع كرده روى به عين الورده نهاد و پيش از رسيدن لشكر شام سليمان آن موضع را لشكرگاه خود ساخت . بعد از چند روز خبر به سليمان رسيد كه جمعى از اهل شام در يك فرسخى اينجا فرود آمده‌اند . سليمان خطبه‌اى خواند و مردم را نصايح سودمند كرد و بر جنگ اعداء اهل بيت ايشان را تحريض نمود . در اثناء خطبه خواندن گفت : اگر من كشته شوم مسيّب را بر شما خليفه ساختم و بعد از وى عبد اللّه بن وال و اگر او درجهء شهادت يابد رفاعة بن شدّاد بر شما خليفه باشد . بعد از فراغ وصيت با مسيّب گفت : به رسم شبيخون متوجّه اين جماعت شو كه قريب به ما فرود آمدند ، زيرا كه ما را با ايشان به مكر و حيله جنگ بايد كرد . مسيّب با چهارصد سوار از دلاوران كوفه روانهء آن‌جانب شد . اتّفاقا در اثناء راه آواز اعرابى شنيد كه بيتى مىخواند كه مشتمل بر كلمهء « البشر » بود . مسيّب گفت : ما را بشارت فتح

--> - گفت پيغمبر به آواز بلند * با توكّل زانوى اشتر ببند و نيز امام جعفر صادق ( ع ) با استفاده از كلام رسول اللّه ( ص ) فرمايد : لا تدع طلب الرّزق من حلّه و اعقل راحلتك و توكّل .